سرکویری
( ارزش )
ای آنکه تو را به زور و زر پیوند است
روی گُل تو ، هميشه پُر لبخند است
مثل گُل زعفران پس از هر ميزان
معلوم شود كه ارزش ما ، چند است ؟!
رضاپارسی پور - دفتر آفرینشهای ادبی حوزه ی هنری
************************
ای عزیز : " ... هر شب آپم و منتظرت "
************************
ای عزیز :
این پست را بدون هیچ شرح و توضیحی می نویسم ،
زیرا توضیحش در یکی دو کامنت پست قبلی داده شده !!
سرکویری
( تشکّر )
عمری است در این دیار ، دلخونم من
در كُنج قناعتم ، فريدونم من
سنگ است كه بر شكوفه ام می بارد
از مردم شهر خويش ، ممنونم من !!
************************
( شمع مزار )
هنگام غروب ، ابرها می سوزد
شد باده چو تند ، صبرها می سوزد
گفتی كه در اين شهر چه حالی داری ؟!
شمعی كه ميان قبرها می سوزد !!
************************
( دولت عشق )
من چون دگران ، نه شاعر از مهد شدم
فرهاد چنين فسانه از جهد شدم
از دولت عشق و فقر و بيكاريها
پُر كارترين شاعر اين عهد شدم !!
رضا پارسی پور - دفتر آفرینشهای ادبی حوزه ی هنری
************************
ای خوب : بارها گفته ام و بار دگر می گویم :
نوکرتان هم هستم . همه شب آپم .
قدمتان روی چشم .
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدّعی ، خدا بکند !!
( حافظ )
************************
سرکویری
( بهای ما )
یک عدّه ز گردش جهان در رنجند
يك چند ، بدون رنج ، غرق از گنجند
ما را چه بها ميان اين طايفه كه
از جهل نشسته ، زور و زر مي سنجند ؟!
************************
( ليلاج )
نه شيخ و قلندر و فقيه و پاپم
ليلاج زمانه ام ، قلم شد ، قاپم
از بين تمام شاعران ايران
جز من چه كسی گفته كه هر شب آپم ؟!
************************
رضاپارسی پور - دفتر آفرینشهای ادبی حوزه ی هنری
************************
...هر شب آپم !!
************************
|
|
جمعه 29 آبان1388 ساعت: 0:35 |
توسط:... | |||||
|
ليلاج يعني چي؟
نه عزیز جان ، من اصلا هم خودمو تحویل نمی گیرم . اگه میخواستم خودمو تحویل بگیرم منم مثل اونهایی رفتار می کردم که اگه صدتا کامنت هم براشون بذاری با عرض معذرت : " نمیگن که تو خر کدام خیار فروش هستی " ؟! حواست کجاست رفیق من ؟! اینو و دیگر خصوصیاتمو از اونهایی که باهام صمیمانه دوست هستن و دوستهای صمیمیمن بپرس ولی به قول " سعدی " : و در باره ی وی در " لغتنامه ی دهخدا " چنین آمده :
************************ | |||||||
سرکویری
( ارث روشنان )
ما ارث ز روشنان خود می بردیم
از سود شما زیان خود می بردیم
تا اینکه به چاه شب نیفتید ، چو شمع
آتش سر استخوان خود مي برديم !!
رضاپارسی پور ـ دفتر آفرينشهای ادبی حوزه هنری
************************
همه شب آپم .
************************
سرکویری
( انتخاب )
عکس از تو ، ولی بذار قابش با من
نرگس ز تو خُب ، خُمار و خوابش با من
حالا که قرار است که بیتاب شویم
اندازه ی تاب ، انتخابش با من !!
************************
( راز فقر )
تَفتیده شدیم و ، در تباهی نشدیم
در کام نهنگ و مرغ و ماهی نشدیم
روزی که ز راز فقر آگاه شدیم
از کلبه ی خود به پادشاهی ، نشدیم !!
رضاپارسی پور - دفتر آفرینشهای ادبی حوزه ی هنری
************************
هر شب آپم ، قدمتان روی چشم .
************************
سرکویری = نامی است که بر رباعیّات و دوبیتی هایم نهاده ام !! همین و دیگر هیچ .
و امّا حکایت زعفران :
در رابطه با زعفران و شباهتهایمان به یکدیگر هم به روی چشمم برایتان توضیح خواهم داد امّا صبر کنید تا زعفران چینی من تمام شود . فعلا فانوس شوقم پر نفت است و دشت خیالم پوشیده از گل زعفران و صبح سينه ام از نسيم مهرتان معطّر . امیدوارم که شما هم زعفرانی باشید !!
************************
سرکویری
برای شاعر به تمام معنا عزیز و فرزانه یعنی " استاد محمود شاهرخی " ( جذبه ) ، که امروز روز تشیع جنازه و تدفینش بود . کاش لیاقت و امکانات حضور در مراسمش را داشتم ، پیر مرد حقّ مهری عظیم به گردنم داشت . روحش شاد.
( چهره ی ماندگار )
فریاد از این زمانه ی بی بنیاد
" جذبه " به خزان چو برگ از تاک افتاد
گفتم که به یادگار مهرش گویم
این چهره ی ماندگار هم ، رفت از یاد !!
************************************
************************************
سرکویری
( آیینه )
دارم سخنی برای جمع شعرا
انصاف ولی دهید از بهر خدا
از رنگ رخ و حکایت ما پیداست
آیینه ی زعفران منم ، یا که شما ؟!
************************
( سرما )
نه سرخ و نه سبزم و نه زرد و مینا
برگشته ستاره ای به دشت دنیا
این آینه ی من است یا من شده ام
مثل گُل زعفران ، کبود از سرما ؟!
رضا پارسی پور - دفتر آفرینشهای ادبی حوزه هنری
************************
سرکویری
( گوشه ی باغ )
با یاد تو من ، گُلی به جان کاشته ام
از مهر تو ، مهر بيكران كاشته ام
آنجا كه من و تو تشنه ی هم بوديم
در گوشه ی باغ ، زعفران كاشته ام !!
************************
اين رباعی هم تقديم به همه ی اون عزيزانی كه نظرات قشنگ و صميمانه و مفيدشان ، مثل مُدامی كهنه ، مُدام گرم و روشنم می كند.ممنونتانم.
( لطف ياران و باغ باران )
اَفيون و مئيی ، به لطف ياران نرسد
سرخ است گُل و به لاله زاران نرسد
هر جا كه پُر از شكوفه و آب و گُل است
باغ است ، ولی به " باغ باران " نرسد !!
ارادتمند و دوستدارتان - رضا پارسي پور ـ دفتر آفرينشهاي ادبي حوزه هنري
************************
آپ هر شب یادتان باشه
************************
ای خوب : همین الان باخبر شدم که شاعر فرزانه " استاد محمود شاهرخی " کوچید.
یاد اون دل پاک و روشن و درخشان و اون شکوفه های لبخند و گلخنده هایش بخیر !!
چه مهربان بود و صادق و صمیمی - روحش شاد.
************************
ای خوب سلام
پرسیده بودی چرا اینقدر در اشعارم از فانوس و زعفران استفاده میکنم ؟!
برای اینکه خیلی به هم شبیهیم !!
************************
سرکویری
( عطش )
چون شعله میان دشت شب پخش شدیم
مردانه ببین به چاه با رخش شدیم
با اینکه عطش وجودمان را پر کرد
مثل گُل زعفران ثمر بخش شديم !!
************************
( آيينه )
خوانديم خط ِ صفحه ی رازی كه نبود
ديديم سر زلف درازی كه نبود
خود اين گُل زعفران كه همدرد من است
شد آينه ام ، آينه سازی كه نبود !!
رضاپارسی پور - دفتر آفرينشهای ادبی حوزه ی هنری
************************
" دوستان گُلم ، آپ هر شب یادتان باشه.منتظر و ممنونتانم "
************************
( آيا پاداش خوبي بجز خوبي است ) ؟!
سلام دوستان گُلم ، از لطف و محبّت همه ی شما سپاسگزارم مخصوصا سركار خانم "فريده جليلوند " كه اگر نيم نگاهی به پُست قبليم و كامنتهاش بيندازيد بخوبی در خواهيد يافت كه اين عزيز چقدر مرا با ادب و مهر و محبّت و ذوق و سليقه ی بی نظيرشان ، شرمنده نمودند و از آنجايی كه در قرآن مجيد " خداوند رحمان و رحيم " فرموده اند : ( آيا پاداش خوبي و احسان بجز خوبي و احسان است ) ؟! به همين دليل بر خويش واجب دانستم كه از اين بزرگوار بخاطر اين شور و شعورشان به زبان خودم سپاسگزاری نمايم و آن هم اين است :
تقديم به سركار خانم " فريده جليلوند "
سرکویری
( فانوس پُر آرزو )
ای روز و شبم سياه چون گيسويت
جانم به فدای خنجر ابرويت
فانوس پُر آرزويی اَم ، می خواهم
يك مزرعه زعفران ، ببوسم رويت !!
رضاپارسی پور - دفتر آفرينشهای ادبی حوزه ی هنری
************************
دوستان گُلم ، یادتان باشه هر شب آپم ، قدمتان روي چشمم .
************************
سرکویری نامی است که من کویر نشین برای
" رباعیّات " و " دوبیتی هایم " برگزیده ام !!
سرکویری
( شهوت نگری )
این بام که سر زده است تا شام شود
صد یوسف بی گناه ، بد نام شود
یاری که به یار خود ز شهوت نگرد
شرمنده چو آیینه ی حمّام شود !!
************************
( فانوس و زعفران )
خوابید شما ، هَلا كه ققنوس شدم
زاغيد شما ، چه غصّه ، طاووس شدم
از بين تمام شاعران شب سوز
من شاعر زعفران و فانوس شدم !!
************************
( عزلت و روشنايی )
من با دل خود رفيقم و اين كيشم
شاهانه نگاهم نكنی ، درويشم
در گوشه ی عزلتم به من روشن شد
من شاعر روزگار بعد از خویشم !!
رضاپارسی پور - دفتر آفرینشهای ادبی حوزه هنری
************************
دوستان گُلم ، یادتان باشه هر شب آپم ، قدمتان روي چشمم .
************************
ادینه شما با شادی
با اجازه برای بلاگ ستاره های بی فروغ که عکس کارگران زعفران چین است
از یکی از سر کویری های شما استفاده کردم .
فریده جلیلوند
