سرکویری
تقديم به رفيق گل و عزيزم ، شاعر محراب شبستان عشق و
شور و شعور ، دكتر " عليرضا قزوه " ، به پاس خوبيها و مهربانيهايش.
************************
( اندازه ی وُسع )
افروخته ایم آنچه که اندوخته ایم
اندوخته ایم ، آنچه كه افروخته ايم
اندازه ی وُسع خويش ، شب را شُستيم
چون شعله ی شمع بی صدا سوخته ايم !!
************************
( گُل زعفران )
پاييز به مهر رفته ، كين ريخته است
رنگ از رُخ برگ عنبرين ريخته است
آه از گُل زعفران ، كه من می بينم
يك دشت ستاره ، بر زمين ريخته است !!
رضا پارسی پور - دفتر آفرينشهای ادبی حوزه ی هنری
************************
سلام دوستان : در " رباعی دوّم " مصرع اوّل ، علاوه بر ايهامی كه در واژه ی مهر وجود دارد ، در رابطه با " كين " توضيح كوچكي بايد خدمتتان عرض كنم و آن هم اينكه : ما دامغانيها وقتی كه كسي موّفق می شود از كسی انتقامش را بگيرد ، می گوييم :" عاقبت فلانی به فلانی زهرش را ريخت " !! و من واژه ی " كين " را به همان معني در اينجا بكار برده ام.همين. شاد و سلامت باشید و ساغر دلهایتان مدام سرشار از مدام مهر و معرفت و صفا.
************************
" دوستان آپ هر شب یادتان باشه.منتظر و ممنونتانم "
************************
سرکویری
" تقدیم به شهید آوینی و روشنان این طایفه "
( آئینه )
داریم دلی به وسعت آوینی
آئینه ی رومیانه ای از چینی
همچون دل ذوالفقارعریان ، روشن
مثل دَمِ مرتضی علی تضمینی !!
دامغان - رضاپارسی پور
************************
بچّه ها آنقدر كامنتهاتان صميمانه و صادقانه
و پاك و زلال و روشنه كه به " مرتضي علي " قسم
موقع خواندنشان از خوشحالي اشك
می ريزم.ممنونتانم.خيلي گل و با صفاييد.فدای خوبيهای
همه ی شما.با تمام قدّ در برابر ادب و مهر و محبّت
و اون دل پاک و روشنتان خَم می شوم.
************************
سرکویری
( گُل آتش )
یاری که مراست ، هوس مُل نكند
با گُل چه كنم كه فكر بلبل نكند
گبری بزنم سخن اگر سوخته ای
آتش كه به آتش نرسد ، گُل نكند !!
دامغان - رضاپارسی پور
***********************
بچّه ها به اميّد خدا من هر شب آپم . آخه نميشه كه توي اين هواي سرد هر شب كفش و كلاه كنم بيام واسه دعوتتان.خودتون تشريف بياريد.ممنونتانم.
سلام دوستان عزیز و گلم
دیشب به حرمت و احترام نام آن عزیز عزیزی که در پست قبلی آمده بود و چهره ی خندانش را در سمت چپ وبلاگم اکنون می بینید آپ نکردم که به جبران آپ دیشب امشب ۳ سرکویری تقدیم حضورتان می نمایم و صمیمانه بخاطر همدلی و همراهی و خوبیهایتان از شما سپاسگزارم.
سرکویری
( فانوس )
من شاعر بی نصیبی از ایرانم
حیران شده ای ز گفته ام ، می دانم
با این دل روشنم ببین چون فانوس
هر صبح ، چراغ زعفران چینانم !!
************************
( کهنه کتاب )
پنهان چه کنم ، طشت من از بام افتاد
سرمایه ی من به کشتی جام افتاد
نوشَت سخنم ولی بدان قبل از من
این کهنه کتاب دست خیّام افتاد !!
************************
( سلام ما )
برخیز و سبوی و جام ما را برسان
زرد از عطشم ، مُدام ما را برسان
این سان که خزان به باغها می نگرد
گر ماند گُلي ، سلام ما را برسان !!
دامغان - رضاپارسی پور
************************
تقدیم به شاعر فَحل روزگارمان و روزگارها ، يعني جناب استاد
" علی معلّم دامغانی "
علی جان سلام ، چون سالروز تولّدت نزديكه اين " رباعی " را به پاس خوبيهايت و ياد و خاطرات سراسر خوب و آموزنده ای كه با شما ، استاد بي نظير ، همشهری فرزانه و رفيق عزيز و گلم ، داشتم به عنوان هديه ی روز تولّدتان تقديم حضورتان می نمايم و پيشانی بلند و پرفروغ و دست پر مهرتان را با كمال ادب و خضوع و احترام و افتخار می بوسم و صميمانه به شما می گويم :
علی جان ، تولّدت مبارك
************************
سرکویری
( نور و نگار )
طبعم به كسي كه وامدار است ، تويی
ياری كه هميشه مست يار است ، تويی
صد مُلك وجود را به اسمت گشتم
شهری كه پُر از نور و نگار است ، تويی !!
ارادتمند و دوستدارت - رضا
************************
سرکویری
( نور قدح )
گفتند بزرگان که چو دود است گناه
ما چون شب و حرف روشنان است چو ماه
با نور قدَح به هر كجا می نگرم
دلها همه چون شیشه ی فانوس ، سياه !!
دامغان - رضاپارسي پور
************************
سرکویری
( قطار )
پائیز و غروب و شام آخر شده است
یونس به تمام ایل کافر شده است
کو همنفسی ، همسفری ، همراهی
دلها چو قطار بي مسافر شده است !!
دامغان - رضاپارسي پور
************************
سلام دوستان : اين مطلب را از وبلاگ " دامغان نامه " ، " جناب آقاي سيّد سعيد شاهچراغي " كه هميشه مرهون و مديون الطاف و مهر و محبّت و جوانمردي بي دريغشان هستم ، تقديم حضورتان مي نمايم ، و از اين " سيّد عزيز و بزرگوار " صميمانه سپاسگزارم.ممنونتم " سیعد جان "
************************
شاعران دامغانی از آغاز تا امروز ( ۱۸)
(این مطلب در سلسله مقالاتی که در هفته نامه کویر منتشر گردید در ۵/۸/۱۳۸۸به چاپ رسیده است)
پارسي پور ـ رضا
زادگاه رضا پارسي پور دامغان است و عشق و علاقه اين سرزمين كويري را مي توان در اشعارش ديد. ذوق سرشار و طبع روان در كنار مجالست و معاشرت با اديبان و فرهنگ دوستاني چون استاد علي معلم دامغاني از او شاعري توانمند ساخته كه به تحقيق مي توان شعر خودش را تكرار كردكه:
شهر ما دارد شرابي را كه در شيراز نيست
و حتي شنيده شد كه در جلسه اي مقام معظّم رهبري هم از توانائي هاي شعري او تجليل كرده است. استاد رضا پارسي پور از جمله شاعراني است كه با تسلط كامل به شعر پيشينيان و بهره وري از ادبيات امروز در هر قالب شعري كه وارد شده اند به حق ، با موفقيت بيرون آمده و همين امتياز باعث شده كه شعر او سرآمد از شعر ديگران باشد. بي گمان همه با نام اين استاد در استان به واسطه چاپ آثارش در نشريات استاني آشنا بوده اند و با آغاز حركتي نوين در مديريت وبلاگ «باغ باران» چهره او امروزه در ميان شاعران كشور شناخته شده تر گرديد.
استقبال نسل ادبيات پژوه و شاعران كشور از وبلاگ باغ باران نشان از جايگاه اين شاعر دامغاني دارد. نوشتن از استاد پارسي پور و ويژگي هاي شعري او فرصت زيادي مي طلبد كه ازحوصله اين ستون خارج است.
براي نمونه تعدادي از سروده هاي ايشان را مي خوانيم.
(۱)
" حریف راز "
گر چه امشب آسمانی ساز طبعم ساز نیست
رفته ام جایی که کس را جرأت پرواز نیست
ای رقیب دیو سیرت هر چه می خواهی بگو
این در دولت به روی هر گدایی باز نیست
من که از هفت آسمان دامان خود برچیده ام
روی خاکم با کسی حاجت به کبر و ناز نیست
قدسیان خود شعر من را تحفهء جان کرده اند
هر چه از انگور می جوشد که مستی ساز نیست
فرق سِحر و شعر بسیار است ای جاهل برو
سِحر را خود آبرویی در بر اعجاز نیست
شعر همچون سایه ای دنبال من افتاده است
ور نه طبع وحشی من با کسی دمساز نیست
یک قبیله روز و شب همراه لیلی بوده اند
لیک جز مجنون کسی را چشم شاهد باز نیست
هر چه ما خواندیم جز قرآن ، همه بیهوده بود
راز گفتم باز و اما کس حریف راز نیست
بعد مرگ من " رضا " گویند اهل دامغان
شهر ما دارد شرابی را که در شیراز نیست !!
(2)
با آمدنت آینه ام عید گرفت
جانی ز بهار رُخَت اين بيد گرفت
اي ماه چه گويمت ، قيامت كردي
با رفتن تو ، دلم چو خورشيد گرفت !!
*******************
اين دوره كه عاشقی در آن عيّاريست
فانوسم و عيشم همه شب بیداريست
چون چشمه كه آب از او مُداوم جوشد
شعر است كه چون مُدام در من جاريست !!
*******************
بخوان "قرآن" که دلتنگُم من امشب
اسیر یک جهان رنـــگُـم مــن امشـب
بـرایُـم ســوره ی"فتــح"ی ، بخوانیـد
که با دل بـــر سـر جنگُم من امشب!!
*******************
دو چشـمـُم پُــر شـد از بــــوی ستـاره
بــده "قــرآن"کـــه دارُم اســــتــخــــاره
چه محشر میکند این سوره ی"حشـر"
بـخـوانُـم ایـن دو بــیــتــی را دوبـــاره ؟!
*******************
بیا ای باغ هستی را تو لبـخـنــد
بُت شیرینتر از قـنـد سـمـرقـــنــد
کـه ریـزُم پا بــرهــنــه روی آتـــش
دل دیـوانـه ام را همچو اسپـنـد !!
(3)
اگر دیوانه بودم
من همه پروانه ها را دعوت افطار میکردم
و تنها غنچه آن گلبن نوخیز خوشبوی حیاطم را
به دست مهر می چیدم
و روی پرنیانی سبزتر از شاخه زیتون
برای سفره افطاری پروانه ها لبخند میبردم
اگر دیوانه بودم
در کنار رودها هر روز صبح زود میرفتم
و در آن عالم دیوانگی آیینه ای از زندگی با خویش می بردم
و ماهیهای عاشق را از آب آینه سیراب میکردم
اگر دیوانه بودم
من به پاس احترام خانه استادم - آن اموزگار شعر و شورم
هرسپیده یک سبد "خورشید" می بردم
اگر دیوانه بودم
دانش آموزان خوبم را
میان شط عرفان
غسلی از توحید می دادم
پس آنگه
با همه آنان
سبک
از زیر اوج فهم آن
"دروازه قران"
تا به سوی
خوابگاه پاک "حافظ"
باده میخوردیم و می رفتیم !!
نوشته شده در دوشنبه 1388/08/11ساعت 11:51 توسط سیّد سعید شاهچراغی دامغانی
http://damghannameh.blogfa.com/
************************
سرکویری
( انديشه )
چو ابرُم ، رو ، به باران ريشه دارُم
به دستي جام و دستي شيشه دارُم
خوشُم كشتي بسازُم در بيابان
كجا داني چه در انديشه دارُم ؟!
************************
( شب مستي )
چو ابرُم ، رو ، به باران ريشه دارُم
چو فرهاد آتشي در تيشه دارُم
ميان آب و خاك و باد و آتش
شب مستي ، به دستُم ، شيشه دارُم !!
دامغان - رضاپارسي پور
************************
ميلاد " امام رضا عليه السّلام " را صميمانه به حضور همهء شما عزيزان تبريك عرض مي كنم.
************************
و اينك
بنفش ترين گُل گِلايه اَم
تقديم به حضرت رضا عليه السّلام ، او كه تا فرسنگها بر مَدار مَزارَش گُل بنفش مي رويد !!
سركويري
( گُل زعفران )
روئيده نروئيده ، ز جا ، جا خورديم
با رنگ رُخ بنفشمان ، پا خورديم
تا خندهء ما شكفت ، پائيز رسيد
مثل گُل زعفران ، به سرما خورديم !!
دامغان - رضاپارسي پور
************************