شنبه بیست و سوم آبان 1388
ای خوب سلام
پرسیده بودی چرا اینقدر در اشعارم از فانوس و زعفران استفاده میکنم ؟!
برای اینکه خیلی به هم شبیهیم !!
************************
سرکویری
( عطش )
چون شعله میان دشت شب پخش شدیم
مردانه ببین به چاه با رخش شدیم
با اینکه عطش وجودمان را پر کرد
مثل گُل زعفران ثمر بخش شديم !!
************************
( آيينه )
خوانديم خط ِ صفحه ی رازی كه نبود
ديديم سر زلف درازی كه نبود
خود اين گُل زعفران كه همدرد من است
شد آينه ام ، آينه سازی كه نبود !!
رضاپارسی پور - دفتر آفرينشهای ادبی حوزه ی هنری
************************
" دوستان گُلم ، آپ هر شب یادتان باشه.منتظر و ممنونتانم "
************************
نوشته شده توسط رضا پارسی پور در ساعت 21:30 | لینک
|