تابش دانش
ای راز ازل تا به ابد بر تو گشوده
فریاد رسی غیر تو تا بوده نبوده

رو رو که سرت تا نخورد بر در بسته
پیدا نکنی آنکه در بسته گشوده

با دیده ی عبرت بگشا چشم تماشا
بین داس مه از مزرع اختر چه دروده

تنها بنشین با دل تنها بر تنها
جز اشک از این آینه کی زنگ زدوده

گر باده خوری ، تاک نشان با عمل پاک
از باغ امل میوه ی نوبر که شنوده

آن کس که ورا بود دو صد لشگر بیدار
اکنون بنگر یک تنه در خاک غنوده

صبح است و رضا منتظر تابش دانش
تا فهم کند حکمت این مهر سروده !!

پنجشنبه دهم خرداد ماه ۱۴۰۳ دامغان
محمد رضا پارسی پور
#غزل
#تابش_دانش
#رضا_پارسی_پور